کودک

چگونه والدین آسان گیر، باعث شکست و نابودی فرزندانشان می شوند؟

شکست فرزندان توسط والدین آسان گیر

والدین آسان گیر، والدینی بسیار مسئولیت پذیر و دوست داشتنی بوده که به فرزندانشان بسیار عشق می ورزند. با این حال در این شیوه ی تربیتی و سبک فرزند پروری، هیچ قاعده و قوانینی ندارند.

1 شکست فرزندان با والدین آسان گیر

روانشناس معروف Diana Baumrind سال ها روی این مسئله تحقیقات بسیاری انجام داد؛ و با مطالعه روی بچه های پیش دبستانی به این نتیجه رسید که والدین عمدتاً سه سبک پرورشی داشته و سه نوع می باشند: والدین مقتدر، والدین آسان گیر (سهل گیر) و والدین سخت گیر.

تحقیقات بیشتر نشان داد که فرزندان والدین های آسان گیر، بیشتر از دیگران نشانه های استرس، افسردگی، خشونت و مبارزه طلبی و عملکردی ضعیف در مدرسه را دارند. در واقع فرزندان والدین آسان گیر زندگی چندان موفقی ندارند؛ و اصلاً نمی دانند چه باید بکنند. زیرا آن ها هرگز یاد نگرفته اند که چگونه باید در جهان زندگی کنند. لورا مارکام، دکترا و نویسنده کتاب Peaceful Parent, Happy Kids می گوید پدر و مادران آسان گیر تمایل دارند رفتارهای بد کودکانشان را نادیده گرفته و در برابر آن ها مقاومت کنند؛ و زمانی که کودک به خاطر رفتار بدش ناراحت است، سعی می کنند با تغییر اصل قضیه و تعبیر دیگر، البته تعبیر خوب از آن، مسئله را به نفع کودک قضاوت کنند. در نتیجه عواقب آن این می شود که کودک رفتارهایی که درخور سن و موقعیت های مختلف زندگی است را هیچگاه فرا نخواهد گرفت.

ممکن است تصور کنید که این گونه کودکان خودشان فراخواهند گرفت که چگونه در موقعیت های مختلف رفتار کنند. اما تحقیقات دقیقاً عکس این موضوع را ثابت کرده است. هیچ نقاط عطفی در این نوع سبک فرزند پروری وجود ندارد. متاسفانه والدین آسان گیر مهارت هایی که لازم است کودک در اتخاد تصمیمات صحیح داشته باشند را به فرزندانشان آموزش نمی دهند. در نتیجه این کودکان قادر به پیشرفت و کامیابی نیستند.

این واقعیت مخصوصاً وقتی که صحبت از نظم و انضباط می شود، بیشتر نمود پیدا می کند. Debbie Zeichner محقق این مسئله می گوید والدین آسان گیر، عزیز، گرم، صمیمی و دوست داشتنی هستند؛ که قطعاً خصوصیات مثبت آن هاست. اما از محدودیت ها، حد و مرزها و ساختارهایی که یک کودک نیاز دارد تا با آن احساس امنیت و آرامش کند استفاده نمی کنند.

در حقیقت نظم و انضباط و چارچوب های تربیتی، هم به سبک لطیف و مهربانانه و هم به سبک سختگیرانه، به صورت هم زمان و در کنار هم، باید توسط والدین به کودک آموزش داده شود؛ و برای او تعریف شود. این نوع تربیت را، تربیت مثبت می نامند. تربیت مثبت، بچه ها را در توسعه ی مهارت ها و ویژگی هایی مثل حل مسئله، تصمیم گیری، همدلی، احترام، مهربانی، قدرت کنترل خویش، اعتماد به نفس و مدیریت احساسات بسیار یاری کرده و بسیار تاثیر گذار است.

البته والدین اشتباه نکنند. سخنان گفته شده اصلاً به این معنا نیست که باید تبدیل به والدین هلیکوپتری شوید؛ بلکه قصد ما این است که یادآوری کنیم با آزادی و مهربانی بیش از حد کودکان را تخریب نکرده و شکست را به آن ها تحمیل نکنید. والدین آسانگیر بدانند که برای جلوگیری از این امر هیچگاه دیر نیست. از همین الان شروع کرده و حد و مرزهایی برای کودکانتان مشخص کنید.

برای این کار نکات زیر را در نظر داشته باشید.

1- قوانین باید اجرا شود.

به همه ی خانواده بفهمانید که همه باید با قوانین موافق بوده و از آن پیروی کنند. زمانی که این قوانین توسط کودکانتان نقض می شود، سعی کنید خونسردی و آرامش خود را حفظ کرده و بر اجرای حتمی قوانین پافشاری کنید. فقط به یاد داشته باشید که تعامل با کودکان و داشتن روابط قوی، به او انگیزه ای برای پیروی از قوانین شما می دهد. در این مواقع کلید موفقیت این است که، ناراحتی فرزندتان از اجرای قوانین، شما را تحت تاثیر قرار نداده، منصرفتان نکند و راه خود را ادامه دهید.

2- در برنامه هایتان کودکان را شریک کنید.

Zeichner می گوید همه ی کودکان دوست دارند احساس تعلق کنند؛ یعنی اهمیتشان در خانواده ثابت شود؛ و بدانند که می توانند به طور معناداری در مسائل خانوادگی شریک شوند. یک راه برای برآورده ساختن این نیاز، دعوت خانواده به بحث در مورد چگونگی داشتن برنامه های زندگی است.

– مثلاً اگر در روزمره ی زندگیتان لازم است برنامه ای وجود داشته باشد؛ یا مشکلی پیش آمده، علاوه بر اینکه زن و شوهری با آن کنار می آیید و آن را حل می کنید، در صورت امکان، از کودکان هم بخواهید یاری کننده باشند. این کار باعث ایجاد ارتباط، نشان دادن احترام و یادگیری اصولی آن می شود، در عین حال، مهارت های حل مسئله و تصمیم گیری در کودک را نیز ایجاد می کنید.

3- والدین نباید هیچگاه رفتارهای بد را نادیده بگیرند.

اولین اقدامی که در چنین مواقعی لازم است، فهمیدن صورت مسئله توسط والدین می باشد. به هیچ وجه داد و بیدا نکنید؛ و از روش دعوا کردن و عصبانیت بیجا و بی نتیجه نیز استفاده نکنید. شما باید ناراحتیتان را از مسئله به وضوح نشان دهید؛ اما نه با داد و بیداد. در کنار ناراحتی، از کودک بخواهید به طور کامل مسئله و اشتباهش را برایتان شرح دهد؛ و به او بگویید مشکل را با هم حل می کنیم؛ ولی هرگز از کنار آن ساده نگذشته و نادیده نگیرید. سعی کنید زمانی که کمی جو آرام شد به آن بپردازید.

4- این رفتار را به کودک نیز بیاموزید.

والدین باید به کودک آموزش دهند که در روابط خواهر برادری و دعواهایشان، هنگامی که دیگری رفتار بدی از خود نشان داد، عصبانیت کاملاً طبیعی است؛ اما به جای انجام رفتارهای زشت و بی احترامانه، باید خود را کنترل کند. همچنین به او یاد دهند، به جای وارد شدن از در احساس، از در عقل و درایت وارد شده و رفتار منطقی و عاقلانه نشان دهد؛ تا مسئله هر چه بهتر حل شود. این مسئله ی به ظاهر ساده مهارت بسیار بزرگی را در کودک شکل خواهد داد.

به یاد داشته باشید که به هر نحو شاد کردن کودکان، وظیفه ی والدین نیست. بلکه والدین باید فرزندشان را در فهمیدن و مدیریت کردن احساسات یاری کرده و از آن ها حمایت کنند؛ در درجه ی اول به آن ها بفهمانند که محدودیت ها و حد و مرزهای تعیین شده تا چه حد در احساس امنیت، آرامش و عزت نفسشان اهمیت دارد.

همچنین می توانید برای اطلاع از “نحوه برخورد با والدینی که بیش از حد کنترلتان می کنند” به لینک زیر از وب سایت فن تریکس مراجعه کنید.

>>> نحوه برخورد با والدینی که بیش از حد کنترلتان می کنند <<<

🌟5-4-3-2-1🌟 به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟
[تعداد: 1    میانگین: 3/5]

hashie-fantricks

فقط با آموزش و یادگیری می تونیم آینده رو بسازیم.

پس اگه مطلب مفیدی در رابطه با این مقاله دارید، حتما در قسمت نظرات با دوستان خودتون در میون بذارید.

hashie-fantricks-2
منبع
goodhousekeeping
برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن

Adblock را غیر فعال کنید.

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود، لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید.