سلامت

چرا برخی افراد بیشتر از آنچه که باید نگران و مضطرب هستند؟




نگرانی و اضطراب

برخلاف حیوانات، انسان می تواند درباره زندگی آینده و خودش فکر کند. غالباً حیوانات به صورت لحظه به لحظه به زندگی پاسخ می دهند، این در حالی است که با داشتن قدرت تفکر و تصور آینده، امروز به گونه ای رفتار می کنیم که بتوانیم فردا پیامدهای مطلوب آن را در زندگی دریافت نماییم. خودآگاهی (Self-awareness) برای برنامه ریزی های آینده، بهبود خود و جلوگیری از تهدیدات آینده ضروری است.

2 نگرانی و اضطراب

اگر چه فکر کردن به آینده و برنامه ریزی برای ادامه زندگی حیاتی است، اما برخی از ما گاهی بیش از چیزی که لازم است خود را به آینده درگیر می کنیم. فکر کردن بیش از حد به آینده، فرد را از زندگی کنونی باز می دارد و سبب می شود اضطراب زیادی برای انسان درباره چیزی که قرار است فردا، هفته آینده، سال آینده و بعدها اتفاق بیفتد داشته باشد.

اگر نگرانی ما فقط برای چیزهایی باشد که قرار است واقعاً اتفاق بیفتند، یا به گونه ای باشد که در حل مشکلات آینده به ما کمک کنند، می توان از این نگرانی به عنوان یک برتری بی نظیر نام برد. اما بیشتر نگرانی ها غیرضروری اند! اکثر مواردی که در موردشان نگران هستیم، هیچ وقت اتفاق نمی افتند و اگر هم رخ دهند به ندرت به همان فجاعتی هستند که ما تصور می کردیم. زمانی که ترس هایمان به واقعیت می پیوندند، نگرانی های قبلی در رابطه با آن مسئله، مانع از مقابله درست با آن اتفاق خواهند شد.

با این وجود، اگر بیشتر نگرانی ها بی فایده، یا نادرست هستند یا مسئله را حادتر می کنند، این سؤال مطرح می شود که چرا برخی افراد بیش از حد لازم نگرانند؟ چرا با وجود اینکه می دانند اضطراب و نگرانی نه تنها مسئله را حل نمی کند، بلکه بیشتر ضرر می رساند، همیشه دلواپس و مضطربند؟

لئونارد مارتین (Leonard Martin)، روانشناس اجتماعی از دانشگاه گرجستان، پاسخ جالبی به این سؤال داده است. او فرض کرده که نگرانی های خودزایش شده (self-generated) درباره ی آینده، از 10 هزار سال پیش یا حتی بیشتر، به یک مشکل تبدیل شده است. قبل از آن، انسان های نخستین و اجداد ما فقط به چیزی فکر می کردند که قرار بود اتفاق بیوفتد. در واقع میلیون ها سال پیش، زندگی به صورتی بود که مردم روز به روز زندگی می کردند و اهداف طولانی مدتی مانند ذخیره پول، موفقیت های آنچنانی یا بهبود روند زندگی برای چند ماه اخیر را نداشتند. مردمان گذشته فقط روی چیزی که قرار بود همان روز انجام دهند، تمرکز می کردند و مسائل مربوط به فردا را برای فردا واگذار می کردند.

اما پس از آن با انقلاب کشاورزی و درست زمانی که کشاورزی رایج شد، کشاورزان مجبور بودند به آینده نیز فکر کنید؛ زیرا کاشت و داشت و برداشت گیاه، یک فرآیند چند روزه نبود. آنها باید به گونه ای گیاه می کاشتند و از آن مراقبت می کردند که بتوانند آن را برداشت کرده و از آن استفاده نمایند. به علاوه، کشاورزی سبب تغییر سبک زندگی از حالت قبایل چادرنشین به حالت یکجانشینی شد. در نتیجه مردم، خانه، دام و مواد غذایی داشتند و مجبور بودند برای آینده برنامه ریزی کرده و فکر کنند که چطور باید از دارایی های شان مراقبت نمایند. از طرفی، چون در کشاورزی کارها به صورت انفرادی نبود، هر فرد علاوه بر مسئولیت های خودش باید به رفاه دیگران و مسئولیتی که در برابر بقیه بر گردن داشت نیز فکر کند. از این رو نگرانی های بشر افزایش یافت.

اگر نظر مارتین درست باشد، این موضوع مطرح می شود که کشاورزی منجر به ایجاد یک مجموعه جدید از تنش ها و استرس های روانی شده است. زیرا سبک زندگی را از چادرنشینی و زندگی لحظه به لحظه یا روز به روز، به حالتی تغییر داد که مردم مجبور به فکر کردن برای آینده و سرمایه گذاری برای آن هستند.

تغییراتی که روز به روز در زندگی و جوامع بشری در حال رخ دادن است، سبب شده که نگرانی ها و استرس های روانی ما بسیار بیشتر از مردمانی باشد که در گذشته کشاورزی می کردند. در جوامع مدرن، مردم بیشترِ وقت شان را صرف فکر کردن، برنامه ریزی کردن، کار کردن و باز هم نگرانی در مورد اهداف آینده می کنند. بسیاری از اهدافی که داریم مانند مرخصی گرفتن، پرداخت چک ها و موارد این چنینی، فقط فکرمان را برای چند روز یا چند هفته آینده درگیر می کند، در حالی که برخی اهداف دیگر مانند خانه ساختن، پیشرفت شغلی، گرفتن رتبه های دانشگاهی و … جزء اهداف دراز مدت هستند. برخلاف اجدادمان، کارهایی که روزانه انجام می دهیم غالباً براساسی است که بتوانیم به اهداف مان در آینده برسیم نه بر مبنای چیزهایی که امروز احتیاج داریم.

تجزیه و تحلیل های مارتین نشان داد که اضطراب، پس از انقلاب کشاورزی، بسیار فراگیرتر شده است. زیرا همانطور که گفته شد مردم مجبور به فکر کردن برای آینده و برنامه ریزی برای آن هستند. این موضوع هم اهمیت دارد که با توجه به تلاش هایی که برای آینده مان انجام می دهیم و نگرانی هایی که برای آینده داریم، باز هم بازخوردی که دریافت می کنیم بسیار مبهم و ناآشکار است. مردمانی که بیش از 10 هزار سال پیش زندگی می کردند و برای روزشان تصمیم می گرفتند، بازخوردش را در همان پایان روز دریافت می کردند. این در حالی است که زندگی بیشتر ما، مانند کشاورزان اولیه، بر بازخوردها، نتایج و رویدادهای نامعلوم تمرکز دارد. اصلاً لازم نیست که سخت کار کنید تا به اهداف بلند مدت تان برسید، چرا که هیچ کس از فردای خود خبر ندارد و فردا ممکن است نباشد. پس خراب کردن امروز برای فردا کار عاقلانه ای نیست. البته زندگی مدرن، مستلزم این است که در مورد آینده فکر کنیم و برای آن تصمیم بگیریم. بنابراین، حتی اگر خودمان بخواهیم، نمی توانیم افکارمان را در رابطه با آینده متوقف کنیم. اما می توانیم در زمان هایی که قرار است به آینده فکر کنیم مراقب افکارمان باشیم. بهتر است درباره مسائل غیرضروری و بی فایده فکر نکنیم. می توانیم راه هایی را برای مقابله با افکاری که زمان زیادی را صرف تفکر بر زندگی آینده می کنند، جستجو کرده و بیابیم.

منابع

Martin, L. (1999). ID Compensation Theory: Some implications of trying to satisfy immediate-return needs in a delayed-return culture. Psychological Inquiry, 10(3):195-208

همچنین برای اطلاع از حفظ آرامش در حملات اضطرابی به لینک های زیر از وب سایت فن تریکس مراجعه کنید.

>>> حفظ آرامش در حملات اضطرابی قسمت اول <<<

>>> حفظ آرامش در حملات اضطرابی قسمت دوم <<<

🌟5-4-3-2-1🌟 به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟
[تعداد: 1    میانگین: 4/5]

hashie-fantricks

فقط با آموزش و یادگیری می تونیم آینده رو بسازیم.

پس اگه مطلب مفیدی در رابطه با این مقاله دارید، حتما در قسمت نظرات با دوستان خودتون در میون بذارید.

hashie-fantricks-2
منبع
psychologytoday
برچسب ها



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن

Adblock را غیر فعال کنید.

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود، لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید.